الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
431
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
سحر است و تورات هم مثل آن سحر است : « سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ » ؛ و اهل كتاب هم از آنها اعراض كردند و گفتند : « سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ » « 1 » ؛ سلام بر شما ، ما خواستار جاهلان نيستيم . اين چيزى است كه سياق آيات كريمه بدان اشاره دارد . « 2 » ( 1 ) اين خبر ، ذكر نكرده است كه اين علماى يهودى از اهل يثرب كه قرآن را تصديق كردند و مشركان را به خشم آوردند و مورد تمجيد و تعريف قرآن در اين آيات واقع شدند ، چه كسانى بودهاند ؟ شايد آنها كسانى بودهاند كه بعدا اسلام آوردهاند از قبيل : تميم دارى و جارود عبدى و عبد الله بن سلّام . يعنى كسانى كه طبرسى در مجمع البيان به نقل از قتاده در مورد آنها گفته است : هنگامى كه آنها اسلام آوردند در مورد آنها آياتى نازل شد : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ » * ، و اين در حالى است كه آيات مكى است و قبل از هجرت به مدينه نازل شده است و در خبرى ذكر شده است كه سلمان فارسى هم با آنها بوده است و اين بسيار غريب است . « 3 » ( 2 ) ايمان ابو طالب در اين سوره آمده است : « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » « 4 » ؛ تو هر كسى را كه بخواهى نمىتوانى هدايت كنى ولى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مىكند و او از هدايتشدگان آگاهتر است . ( 3 ) قمى در تفسير آن مىنويسد : اين آيه در شأن ابو طالب نازل شده است ؛ زيرا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به او مىگفت : اى عمو ! بگو : لا إله الا الله كه در روز قيامت بسيار به تو نفع مىرسانم . اما او مىگفت : اى برادرزادهام من آگاهتر به خودم هستم . اما او نمرد تا اين كه عباس بن عبد المطلب نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شهادت داد بر اين كه او هنگام مرگ شهادتين را گفت . و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اميدوارم كه اين در روز قيامت او را سودمند باشد و فرمود : اگر به مقام محمود رسيدم براى پدرم و مادرم و عمويم و برادر خواندهاى كه در جاهليّت داشتم ، شفاعت خواهم كرد . « 5 » قمى خبر اخير را قبل از اين از پدرش از محمد بن ابى عمير از معاويه و هشام از امام صادق عليه السّلام از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده است . « 6 »
--> ( 1 ) . همان ، 55 . ( 2 ) . الميزان ، ج 16 ، ص 48 - 47 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 403 . ( 4 ) . قصص ( 28 ) ، ص 56 . ( 5 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 142 . ( 6 ) . همان ، ص 25 .